اسكندر بيگ تركمان
144
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
و شكفتگى جهت انبساط خاطر ايشان بظهور ميآورند سادات مذكور قدر اين مراتب و منزلت ندانسته حفظ دولت خود نتوانستند كرد به بيعقلى مهم خود را به زبان آوردند زيرا كه در امور ديوانى بيوقوف بودند و از راه و رسم عالى چيزى نداشتند ارادههاى دور از كار مينمودند رفته رفته ارادت مخالفت ايشان موجب غبار خاطر اشرف گرديد چنانچه ميخواستند تغيير و تبديل در مهمات كارخانهء سلطنت مثل تعيين وكيل و وزير و صدور و غيرها نمايند قاضى جهان وزير كه مبادى حيل مربى ايشان بود و از بيجوهرى ايشان ورق برگردانيده بدلايل معقوله بتدريج ايشانرا از نظر اعتبار آن حضرت انداخت و حكم شد كه در خانهء خود مقيم بوده تا نطلبند من بعد بدرگاه معلى نيايند از سيورغالات كه بايشان شفقت شده بود برقرار بود غرض از ايراد اين حكايت حسن اعتقاد آن حضرتست كه دربارهء اين طبقهء جليله بچه مثابه بوده و چون در اين دودمان ولايت نشان منصب صدارت كه عبارت از تقديم سادات و ارباب عمايم و تكفل مهمات ايشان و ضبط اوقاف و رسانيدن وجوه بر معارف شرعيه است بجز سادات عظيم القدر فاضل پرهيزگار به ديگرى تفويض نميبايد در زمان حضرت شاه جنت مكان از زمرهء اين طبقه جلى الشان دو نفر منصب عالى صدارت يافتند در اوايل جلوس همايون امير قوام - الدين حسن اصفهانى بشراكت مير جمال الدين استرابادى صدر شد بعد از فوت او مير نعمت اللّه حلى كه از فضلاء حله بوده بشراكت امير قوام الدين حسن رتبهء صدارت يافت بعد از فوت امير قوام - الدين حسن علامة العلمائى امير غياث الدين منصور شيرازى با امير نعمت الله حلى شريك صدارت گشت و مير نعمت الله به جهت خصومت و نزاع خاتم المجتهدين شيخ على عبدالعالى و موافقت شيخ ابراهيم قطيفى كه معاند خاتم المجتهدين بود از صدارت معزول گشته بحله رفت و علامة العلمائى من حيث الانفراد صدر بود و اما ميانهء او و خاتم المجتهدين طرح بدنشست مير او را تجهلات ميكرد و او ميرزا را بعدم قيد متهم ميداشت روزى در خدمت اشرف ميانهء ايشان مباحثه علمى واقع شده منجر بنزاع شد رفته رفته منازعات ايشان بقباحات كلى انجاميد حضرت شاه مراعات جانب خاتم المجتهدين كرده ميرزا از صدارت معزول گرديد و او در همان چند روز بيرخصت متوجه شيراز شد منصب صدارت حسب الارادهء مجتهد الزمانى بمير معز الدين محمد اصفهانى كه جامع كمالات علمى و عملى بود تفويض يافت و او هشت سال من حيث الانفراد و الاستقلال صدارت كرد بنا بر خدعهء حكيم كازرونى معزول شده مير اسد الله مرعشى شوشترى رتبهء عالى صدارت يافت و تا حين حيات صدر بود بعد از فوت او شاه تقى الدين [ 108 ] محمد اصفهانى بدين شغل تامى اختصاص يافت و به جهت بعضى امور مزاج مبارك اشرف ازو متغير شده رقم عزلت بر صحيفهء حالش كشيدند و منصب صدارت ميانهء مير محمد يوسف استرابادى كه از زمرهء فضلاى دانشمند بود و مير سيد على ولد مير اسد الله مبعض گرديد . مير غياث الدين محمد مشهور بمير بميران برادر شاهى تقى الدين محمد كه در آن هنگام از اعاظم سادات حسنيهء اصفهان و نقيب النقباء بود طالب منصب موروث گشته بالاخره بعالى رتبهء صدارت سربلندى يافته در حين ارتحال شاه جنت مكان بر زيلوچهء صدارت تمكن داشت و بغايت كم طمع و پرهيزگار بود و چون در دار السلطنهء اصفهان صاحب املاك و رقبات كلى بود از حاصل سركار خود اوقات ميگذرانيد دو پسر داشت ميرزا محمد مخدوم كه از افاضل و دانشمندان روزگار بود و پسر ديگرش ميرزا محمد امين بغايت صالح و متقى و پرهيزگار بود .